تبليغاتX
دفاع ازحقوق زن -

سلام.

اول ازدوستای عزیزمون تشکر می کنیم که اولین بازدید کننده ها ونظر دهنده های وبلاگ بودن.

وبعدشم ممنون از این استقبال گرمتون و اینهمه نظری که به طرف وبلاگ ما سرازیر کردین(برای درک این منظور به نظرای پست پایین نگاه کنین.)

خب شاید برا شما سوال پیش اومده باشه که کدوم تبعیضات بین زن ومرد هست وما از کدوم حقوق ضایع شده ی زنا می خوایم دفاع کنیم خب باید بگم مهمترینشون فرهنگ پدر سالاری ومرد سالاری تو اکثریت خانواده هاست محدودیت هایی که بیشتر زنان ودختران رو خونه نشین کرده حتی محیط های خانواده هم باعث سر خوردگی وبوجود اومدن خیلی  از فشارهای روحی وحتی جسمی برای اونا شده هر کجا که بری از زن به عنوان مظهر صبر و تحمل واحساس وسوختن وساختن یاد شده ولی چرا همیشه باید زنان بسوزن وبسازن وهمیشه اونا مورد تحقیر وارعاب باشن؟دیه ی نصف آقایونو چی می گین؟آیا ارزش جان یه زن کمتر از مرده؟مردایی که همه شون از یه زن متولد شدن.زنایی که می تونن خیلی از همین مردا وزنا رو به دنیا بیارن چرا باید ارزش بودن یا نبودنشون نصف مردا باشه؟به نظر شما زنا جنس لطیفن؟زنایی که حتی شاید بیشتر از مردا با مسائل ومشکلات زندگی جنگیدن وبرای تاءمین رفاه بچه ها وخانواده شون بدترین شرایطو تحمل کردن؟آیا درسته که به خاطر این تفکر غلط حق شهادت از زن تو خیلی از دادگاها گرفته بشه؟یا حق شهادت دوتا زن با حق شهادت دوتا مرد برار باشه؟بازم به نظر شما زنا ضعیفن؟چرا بعضیا چشماشونو به روی حقایق می بندن؟اگه به زنا میدان داده بشه چه کارا که نمی تونن بکنن.مثل خیلی از زنان ودخترانی که حتی باعث حفظ یه جامعه یا حداقل خانواده ها شدن وحتی شاید اسمشونم تو هیچ کتاب ومجله ای ثبت نشده باشه.بعضی از خانواده ها فکر می کنن فرزند دختر فقط آفریده شده که ازش کاربکشن و به عنوان یه برده تا می تونن بار بذارن رو دوشش بعدم که یه کم بزرگتر شد بسپارنش به دست شوهری که شاید دوبرارش سن داشته باشه تا یه کمم اونا ازش استفاده کنن.نه اشتباه نکنید هنوز عصر جهالت تموم نشده نگا به دوتا کامپیوتر و ماشین نکنین هنوز آدما یه قدمم جلو نرفتن یه قدمم پیشرفت نکردن.فکر می کنین این کاراشون بهتر از زنده به گور کردن دختراست؟زنده به گور کردن آرزوها واحساسات وخواسته هاشون به خدا وحشیانه تر از زنده به گور کردن خودشونه.زن که میره خونه ی شوهر همه ی اختیارش میره دست شوهر.هرجا که شوهر انتخاب کنه هرجوری که اون بخواد زن باید زندگی کنه شوهر انگار یه سگ خریده که هروقت دلش خواست به هربهانه ی کوچیکی بزندش وازش کار بکشه وزن بسوزه وبسازه ونتونه هیچ اعتراضی بکنه وحتی حق طلاقم بدون اجازه ی شوهرش نداشته باشه.بعدشم که باردار شد باید9ماه تمام با تمام وجودش بچه رو تحمل کنه شبا باهاش حرف بزنه وگوشه ی وجودشو با زحمت به دنیا بیاره وتروخشکش کنه و وقتی شوهرش طلاقش داد هیچ حقی نسبت به بچه ای که از وجودشه نداشته باشه تازه مادر بدنیا میاردش ولی هرجا میره ازش می پرسن نام پدر.یعنی پدر همه چی یعنی پدر مالک یعنی مادر فقط وسیله ی به دنیا آوردنش وخدمتکارش یعنی...

زن به امید یه زندگی خوب وعاشقانه وبه امید اینکه شوهرش هر طوریم باشه باز دوستش داره میره خونه بخت ولی...ولی وقتی می شنوه شوهرش دیگه دوستش نداره واز همه بدتر می خواد یه هوو سرش بیاره چه حالی پیدا می کنه؟داغون میشه می شکنه.مرد تا دلش می خواد می تونه زن بگیره ولی وقتی مرد یه شک الکی به زنش بکنه اونقدر می زندش که زن بیچاره حتی شاید به خاطر این شک وخشونت نابجای اون بمیره.وحالا کی میاد محاکمه ش کنه؟

وقتی به زن مثل یه کالا نگاه می کنن وقتی زنو یکی بذا رسیدن به هدفای زندگیشون می دونن زن دیگه چه جایگاهی می تونه تو اون جامعه داشته باشه؟

نه این همه ی ستمایی نیست که به زن وارد شده فقط قطره ای از اقیانوس این ستمها وتبعیضات بود فقط کافیه یه کم چشم وگوش دلتون باز کنین تا بفهمین من چی می گم.

امیدوارم به این حرفای من یه کم فکر کنین ومنتظر نظراتتون هستم.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 12:5 توسط دخترشرق |